| |
| محبوبه حسين زاده بچه که بوديم هر سال وسط هاي تابستان راهي روستاي پدرم مي شديم؛ روستايي که محصور شده بود بين کوه و دشت و به هيچ جاي ديگر راهي نداشت. مسافرت به روستا با تمام آن عکس هاي رنگي از باغ هاي ميوه و مزارع گندم که در کتاب ها مي ديدم، برايم فرق داشت.روستا برايم هيچ مفهومي نداشت جز کوچه هاي خاکي، شب هاي بدون نور لامپ، باغ هايي که فقط مي شد زير سايه درختانش نشست و البته از خانه يي به خانه يي ديگر مهماني رفتن و خوردن غذاهاي تکراري. فقط کافي بود دو، سه روزي بگذرد که تکرار پايان ناپذير روزهاي کشدار روستا، بهانه برگشتن مان را فراهم کند. و هر چقدر در روزهاي اول مهر هر سال به همان موضوع تکراري «تابستان را چگونه گذرانديد» فکر مي کردم تا انشايي بنويسم، يادم نمي آمد جز ديدن اقوام در آن روستا چه کار کرده بوديم. اما تصوير و تعريفي که ما به عنوان مسافر يا رهگذر يا حتي توريست از روستا داريم با زندگي واقعي در روستا از زمين تا آسمان فرق دارد. تابستان امسال که فرصتي دست داد تا سه روز کوتاه زندگي با عشاير را تجربه کنم؛ نه ديدن زندگي عشاير بلکه تجربه زندگي با عشاير، تمام ذهنيتم نسبت به عکس هايي که از زنان و کودکان عشاير بر ديوار اتاقم نصب کرده ام، تغيير کرد؛ و البته تمام ذهنيتي که از زندگي در روستا داشتم. خيلي از ما وقتي از محل استقرار کوچ ديدن مي کنيم، بلافاصله با زنان و کودکان عشاير عکس مي گيريم و اگر امکانش باشد که لباس شان را چند دقيقه يي به ما قرض بدهند، همان را بر تن مي کنيم و جلوي دوربين ژست مي گيريم و شايد هم اگر برايمان درآوردن کفش هايمان سخت نباشد چند دقيقه يي داخل چادر مي نشينيم و از زيبايي طبيعت آنجا مي گوييم و تعداد فرزندان ميزبان و اگر ميزبان حرف هاي ما را متوجه نشد، مشکل خودش است که مثل ما فارسي صحبت نمي کند. بعد اگر فرصتي باشد يا ميزبان از مهمان ناخوانده دريغ نکند نان و لبنيات محلي مي خوريم و البته تمام تلاش مان را هم مي کنيم که شب آنجا نمانيم. بعد دوباره در محافل خانوادگي و دوستانه از سفرمان مي گوييم و عکس ها هم که نشاني مي شود از علاقه مان به همه مناطق توريستي و تفريحي ايران و در آخر به اين نتيجه مي رسيم که چقدر زندگي يکنواخت و کسالت آوري دارند. امسال تابستان وقتي شب در چادرهاي مخصوص کمپ که با حفظ فاصله از سياه چادرهاي عشاير برپا شده بود خوابيده بوديم، صبح روز بعد دوست خبرنگاري اعتراض داشت که بايد سريع تر برگردد تهران و اصلاً چه دليلي داشته که شب اينجا بمانيم و همين ديدن چندساعته هم کافي بوده است. وقتي گروه برگشت، يکي از عشاير با تعجب گفت؛ «يعني دوستان شما مي خواهند از زندگي ما گزارش بنويسند. آنها که فقط چندساعت در کمپ بودند.» چندين بار آب آوردن در طول روز از چشمه يي که حشرات و کرم هاي کوچک در آن وول مي خوردند، آن هم با دمپايي هايي پلاستيکي و قلوه سنگ هايي که مسير دو، سه کيلومتري را سخت تر مي کند، وظيفه دختران و پسران 9 ، 10 ساله عشاير بود؛ همان ليوان آبي که وقتي مي خواستم بخورم با اکراه به تميزي ليوان نگاه مي کردم و فکر نمي کردم چندين بار کودکي در اين مسير زمين خورده و با چه سختي اين آب را آورده است. زنان و کودکان عشاير هر روز هيزم جمع مي کردند؛ شاخه هاي خشکيده درختان براي سوزاندن در اجاق وسط سياه چادر و چاي و غذا درست کردن. دست هايشان خراشيده بود و زمخت از شکستن و جمع آوري شاخه هايي که آن را بر پشت خود يا روي دستان شان به چادر حمل مي کردند؛ و براي من رقص دودي که از زير اجاق تا سقف سياه چادر امتداد داشت زيبا بود. سال ها قبل، بارها سر راه گله يي که هنگام غروب از چرا برمي گشت، ايستاده بودم و فکر مي کردم چه کار ساده يي است از صبح تا غروب گوسفندها و بره ها را در مزارع گرداندن و حالا مي ديدم که چقدر سخت است جمع کردن گله يي که از هر طرف گوسفندان را دور هم جمع مي کردي از طرفي ديگر گوسفنداني از گله جدا مي شدند و راه خود را پيش مي گرفتند چه برسد به چراندن يک گله در طول روز. بارها در تلويزيون ديده بودم زناني را که به آرامي نشسته بودند روي زمين و دو طرف يک مشک را تکان مي دادند تا ماست درون آن تبديل به کره شود؛ و من فقط به طعم خوب کره تازه و نان داغ فکر مي کردم و تجربه نکرده بودم سختي نشستن کنار آغل گوسفندان آن هم روي تلي از پشگل و شير دوشيدن را. بايد تجربه کرد خوابيدن زير سياه چادر بر تکه يي موکت و تشکي که آنقدر نازک است که بودن و نبودنش فرقي ندارد، با ريتم تکرارشونده صداي زوزه گرگ ها در دوردست و پارس سگ هاي گله در چندمتري چادر که تا سحر ادامه دارد و روزي که از سحر شروع مي شود و تا شب فرصتي براي استراحت نمي گذارد و آن وقت ديگر نمي توان از کسالت آور بودن زندگي آنان گفت. حالا هر وقت در طول مسير رسيدن به شهري ديگر از روستاهاي سر راه عبور مي کنيم، جريان زندگي را حس مي کنم که در تک تک خانه هاي ساده روستا و کوچه هايش جريان دارد. |
Latest topics
ورود
كساني كه Online هستند
در مجموع 24 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 24 مهمان :: 1 Bot
هيچ كدام
بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 107 و در تاريخ Wed Jan 20, 2010 12:27 pm بوده است.
مقالات
مقاله : شش درس تربیتی برای پدر و مادر
مقاله : فلسفه چیست ؟ فیلسوف کیست ؟
مقاله : فراموش کن ! تا به خاطر آوری !!
مقاله : سهراب سپهری از خود تا دیگران
مقاله : قوانین پیش بینی ماندگاری و سرنگونی یک فرمانروایی
مقاله : نگاهی گذرا به زندگی خالق داستان تام سایر
مقاله : گرده افشانی گلها و آلرژی های فصلی
مقاله : مردان مریخی و زنان ونوسی
مقاله : دکوراسیون؛ تغییر دکوراسیون با کمترین هزینه
مقاله : نگرشهای شگفت انگیز به کفش !
مقاله : انتقال ناگهانی؛ پیامهای عصبی از مغز
مقاله : ضد آفتاب طبیعی در بدن انسان
مقاله : جذابه های بی مانند لرستان
مقاله : چگونگی افسردگی و راههای خلاصی از آن
مقاله : گل لاله سرشار از زیبایی و طراوت
مقاله : نکاتی کوتاه در مورد احمدشاه مسعود و ارد بزرگ
مقاله : ایدز ، دیروز، امروز و فردا
مقاله : نکات کلیدی برای رسیدن ب تفاهم در زندگی مشترک
مقاله : تشویق و دلگرمی در کلاس درس
مقاله : وضعیت طلاق در ایران و جهان
مقاله : نکته های آموزنده در مورد نگهداری از کفش
مقاله : سازگاری کودک با لحظه های طلاق
مقاله : نگاهی به ریشههای مدرک گرایی
مقاله : چگونگی برخورد و ارتباطی مناسب
مقاله : چگونه یک میهمان و یا میزبان خوبی باشیم ؟
مقاله : قربانیان اصلی طلاق فرزندان هستند
مقاله : رابطه پول با شادی و خوشبختی
مقاله : چگونگی انتخاب هدف و تلاش برای رسیدن به آرزوها
مقاله : نظری بر زندگی و خدمات خواجه نظام الملک طوسی
مقاله : زندگینامه ابو مسلم خراسانی و بررسی خدمات
مقاله : بررسی خدمات دیاکو "اولین پادشاه ایران"
مقاله : در بیان خشم خود جسور و منطقی باشید نه پرخاشگر
مقاله : مردان پولدار چاقترند، زنان پولدار لاغرتر
مقاله : زن و نگاه جنسیتى به او
مقاله : ازدواج یک امر مورد محبت خداست
Top posters
| کریم سمنانی - 1290 | ||||
| فرشته آبی - 1272 | ||||
| سیندخت - 1143 | ||||
| مهران عبدالهی - 1053 | ||||
| ستاره عباسی - 823 | ||||
| ملیحه لاهیجی - 810 | ||||
| فرهاد آذر - 794 | ||||
| sara & sayeh - 682 | ||||
| ایران - 649 | ||||
| حسین آتشی - 615 |
عکس هاي رنگي يک مسافر

sharareh- یار انجمن

- تعداد پستها: 437
Age: 22
آدرس : کاشان شهر گلاب و سهراب !
امتیاز: 17
Reputation: 0
Registration date: 2008-10-23
- Post n°1
عکس هاي رنگي يک مسافر
_________________
لابی ایران سوئد






» سوال
» اشتغال و تحصيل در سوئد
» سخنان دلنشین ارد بزرگ
» آهنگ های گروه همای مستان
» برای هنرمندان و هنردوستان
» ولنتاین:روز عشاق
» لايحه هدفمندكردن يارانه ها 2 هفته ديگر در مجلس
» برای علاقه مندان به طراحی صنعتی و طراحی فضای داخلی.
» دست نوشته های عاشقانه
» دل نوشته ها
» روز كوروش در تقويم قابل بررسي است!!!!!!!!!!!!!
» پیشنهاد جدید استخدام نیروی کار از خارج سوئد
» مسعود اسپنتمان جملات ادبی و فلسفی ارد بزرگ را می شکافد
» دانلود کتاب : نام کتاب مرجع جیبی جاوا اسکریپت
» تعطیلات در ایران
» صادرات با تخفیف ویژه
» نتیجه MRI از مغز عاشقان
» احساس غربت در سوئد
» تحصیل در سوئد